Blue Grey Red

 www.mozafar-m.com        

كار ارزان، كارگر خاموش

 

حداقل دستمزد كارگران براي سال ديگر در غياب طبقه كارگر و نمايندگان وافعي اش و بين سرمايه داران و نمايندگانشان بدون دردسر و در سكوت طبقه كارگر، حل و فصل و تعيين شد. با اين چند در صد اضافه دستمزد ناچيز هم، كماكان سرمايه داري در ايران از كار ارزان به بركت كارگر خاموش سود مي جويد. 
زماني خانه كارگر و شوراهاي اسلامي به عنوان مانع اصلي بر سر راه متشكل و متحد شدن طبقه كارگر و مهار كردن اعتراضات كارگري نقش تعيين كننده داشتند. اما مدت ها است كه نه  ازجانب كارگران و در كارخانه ها و نه از جانب سرمايه داران، كسي براي اين تشكلهاي پوسيده  تره خرد نمي كند. در غياب اين تشكلهاي ضد كارگري  تلاش بخشي از كارگران از جمله در شركت واحد و هفت تپه هم براي احياي سنديكا و حفظ آن هم با مانع سركوب مواجه شده است.

 

 

همچنين  بار ديگر ثابت شد كه تلاش هاي منفرد و يا جمعي از فعالين كارگري و دوستداران كارگران در كميته ها و غيره در غياب حضور طبقه كارگر متشكل و متحد در مراكز بزرگ صنعتي به جايي نمي رسد. 
آيا طبقه كارگر به همين موقعيت دردناك كار ارزان و گرسنگي و بيكاري و فقر مطلق رضايت داده است؟ آيا اعتراض و اعتصابات كارگري فقط در چارچوب تقاضاي گرفتن حقوق هاي معوقه محدود مي ماند و آن بخش عظيم ديگر طبقه كارگر كه بهر حال آخر هر ماه دستمزدش را مي دهند به اين شرايط رضايت و تن داده است؟

چيزي كه روشن و مسام است،‌ طبقه كارگر مانند ديگر اقشار اجتماعي مثل جوانان و دانشجويان و غيره نمي تواند در يك روز معين و به بهانه معيني و يا به فراخوان كسي به خيابان ها بريزد. قدرت طبقه كارگر در خواباندن توليد است. در جريان يك مبارزه اقتصادي بي امان و اعتراض و اعتصابات كارگري برعليه بي حقوقي هاي مداومي كه به او تحميل شده است، طبقه كارگر مي تواند به خودآگاهي طبقاتي برسد، خود را متشكل و متحد كند و همبستگي طبقاتي بين بخشهاي مختلف كارگري در يك شهر و منطقه و در سطح سراسري ايجاد كند. 
اما مبارزه اقتصادي و اعتصابات كارگري هم خودبخودي نيست و بايد سازمان يابد. سه دهه است يك قانون كار ضدكارگري به طبقه كارگر تحميل شده، قانون قراردادهاي موقت تصويب و اجرا گشته، كارگران در ابعاد وسيعي اخراج و ميليون ها  كارگر بيكار هستند، اضافه كاري هاي تا ١٢ ساعت و بيشتر در شبانه روز كمر كارگر را شكسته  و بالاخره طبقه سرمايه دار با استفاده از كار ارزان سودهاي نجومي به جيب مي زند... با وجود اينها، از مبارزه خودبخودي اقتصادي هم خبري نيست و اعتراضات تنها در محدوده گرفتن دستمزدهاي
معوقه مانده است. آيا اين سرنوشت ازلي و ابدي و محتوم طبقه كارگر است؟ آيا  راه برون رفتي وجود ندارد؟

اگر از من بپرسي مي گويم، موقعيت دردناكي كه طبقه كارگر دارد و پراكندگي و غيرسازمانيافتگي صفوفش را بدوا بايد در اين علت اساسي جستجو كرد كه كمونيسم و سوسياليسم كارگري پراكنده و غيرسازمانيافته و حزبيت نيافته است. اگر گرايش كمونيستي طبقه كارگر بتواند از طريق كارگران كمونيست ورهبران عملي و محافل و شبكه هاي كارگري مستقل، خود را از زير پروبال بورژوازي در هر لباس و رنگ و سياستي بيرون كشيده و متشكل و متحد كند، دورنماي عروج طبقه كارگر به مثابه طبقه مدعي و قدرتمند در جدال با طبقه بورژوازي حاكم وجود خواهد داشت.      

اين درد و مانع جدي بر سر راه اتحاد و تشكل توده اي طبقه كارگر است. وگرنه بحث از اتحاد كارگر، همبستگي كارگري و تشكل كارگري به وفور در ميان كارگران وجود داشته و دارد. مساله  اين نيست كه به طبقه كارگر درس اتحاد و تشكل داده شود. اين كه كارگر بايد متحد و متشكل شود را هر كارگري با گوشت و پوست و استخوان حس مي كند و آن را از بر است. تلاش براي برپايي جنبش مجامع عمومي هست، تلاش براي سنديكاسازي هست. ايجاد صندوق هاي تعاوني و يا ايجاد كميته هاي كارگري و كميته هاي برگزاري اول مه ها و غيره هست. اعتصابات و اعتراضات كارگري به وفور هست. از اين تلاش ها كم نيست. اما به ثمر رسيدن اين تلاش ها در گرو اين است كه افق سوسياليستي و كمونيستي كارگري بر آن ها مسلط و حاكم باشد. اين كار كارگران كمونيست و محافل پيشرو كارگري است.
كارگران كمونيستي كه
هم حکومت کارگرى ميخواهند و هم افزايش حداقل دستمزد، هم قصد اشتراکى کردن کل وسائل توليد را دارند هم ميخواهند سن بازنشستگى پائين بيايد. هم ميخواهند عليه حکومت هاى بورژوائى قيام کنند و هم بيمه بيکارى ميخواهند. براىشان برابرى حقوقى زن و مرد مهم است، جدائى دين از دولت مهم است، سواد آموزى مهم است، بهداشت مهم است، آزادى بيان و حقوق فردى مهم است. اين را طبقه كارگر، در زندگي روزمره اش بعنوان يک طبقه لمس مي كند. اين كار كارگر كمونيست است. هر روشنفكر ليبرال و استاد دانشگاه و چپ غيركارگري مي تواند ناسيوناليست،  دمكرات و يا سبز بشود. طبقه كارگر نمي تواند.
كمونيسم را از كارگر بگيري برده اي بيش باقي نمي ماند. كارگر بدون كمونيسم به يك انسان منفرد يا تقسيم شده به اصناف گوناگون تبديل مي شود كه در شرايط و مناسباتي معامله گرانه و نابرابر و ازلي و ابدي، نيروي كارش را مي فروشد و در قبال آن با بخور و نميري امرار معاش مي كند. 
محور جدال هاي آتي اجتماعي در ايران ، مي تواند، جدال طبقاتي بين بورژوازي و پرولتاريا باشد. اوج گيري و سازماندهي مبارزه اقتصادي و اعتصابات كارگري با افق سوسياليستي و كارگري، اهرم هاي قدرت طبقه كارگر برعليه كار ارزان، عدم امنيت شغلي، بيكاري ميليوني و بي حقوقي مطلق است. اين سكوي پرش طبقه كارگر به مثابه طبقه اصلي اجتماعي عليه كليت بورژوازي و برچيدن بساط استثمار و بردگي مزدي و براي آزادي و برابري است.

مارس ٢٠١٠

 

ویدئوهای منتخب

چه گوارا که بود ؟

Click to download in FLV format (105.27MB)

دغدغه های یک سازمانده کمونیست - 1

Click to download in FLV format (120.28MB)

دغدغه های یک سازمانده کمونیست - 2

Click to download in FLV format (100.05MB)

دغدغه های یک سازمانده کمونیست - 3

Click to download in FLV format (100.05MB)

 آرشیو کامل ویدئوها

ایمیل تماس